غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۱۴۴ - کلاه دلربائی بر سرش بین...
1
کلاه دلربائی بر سرش بین
نیاز کج کلاهان بر درش بین
2
بنفشه سرزده گرد شقایق
بدور یاسمن نیلوفرش بین
3
نماید دعوی کیش مسیحا
ز لب اعجاز و از خط دفترش بین
4
گرت خواهش بود سیر گلستان
به سنبل زاره گلبرگ ترش بین
5
گدازد شمع از رشک جمالش
وزین محنت بسر خاکسترش بین
6
دلت خواهی شود مرآت حق بین
خدا را درجمال انورش بین
7
کمر بسته پی تاراج عقلم
ز ناز و غمزه خیل لشگرش بین
8
عرق بگرفته جا بر روی آتش
به هم دمساز آب و آذرش بین
9
بود اسرار مسکینی ولی ز اشک
بیا و دامن پرگوهرش بین