غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۱۴۸ - فلک گشته سرگشته کوی او...
1
فلک گشته سرگشته کوی او
بود روی عالم همه سوی او
2
همی می رسد بر مشام دلم
ز گل خاصه از اهل دل بوی او
3
مه و مهر بین بر کمیت فلک
شب و روز اندر تکاپوی او
4
نه آغاز پیدا نه انجام و هست
تمامی یکی پرتو روی او
5
شمیم جنان چیست با نگهتش
کجا طوبی و قد دلجوی او
6
تو و کوثر و سبحهای پارسا
من و جام و زنار گیسوی او
7
بدین ضعف کردیم آهنگ عشق
دل و خسته و زور بازوی او
8
رخم زرد و مویم سفید اشک سرخ
سیه روز و سودائی از موی او
9
ز اسرار گر سر برد نیست باک
دو گیسوش چوگان سرم گوی او