کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۱ - راه عشق است و بهرگام دوصد جان بگرو...

1

راه عشق است و بهرگام دوصد جان بگرو

عشق سریست نهانی به دراز گفت و شنو

2

کی شود این دل بی حاصل ما طعمه عشق

بر این مرغ هما خرمنی از جان بدو جو

3

بسکه نزدیک بود شارع مقصد دور است

تا یکی ای دل دیوانه بهر سو تک و دو

4

این همه عکس که آغازی وانجامش نیست

از فروغ رخ آن مهر بود یک پرتو

5

در بر ماه ببین آینه و آب جدار

که چسان خود متفنن شود از یک خورضو

6

گوشه ابروئی از گوشه برقع بنمود

آسمان را که همی چرخ زنان شد در دور

7

درد نوشان سماوی ترا آمده جام

که بود باز از این فخر دهان مه نو

8

می خور اسرار و از این خواب گران شو بیدار

حاصل عمر خود اندوز که شد وقت درو

متن شعر کپی شد.