کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۹ - خوشا جانی که جانانش تو باشی...

1

خوشا جانی که جانانش تو باشی

خوشادردی که درمانش تو باشی

2

بباید ترک جان گفت و بسر رفت

بآن راهی که پایانش تو باشی

3

نه با ایمان بود کارش نه با کفر

هر آنکس کفر و ایمانش تو باشی

4

خرد زنجیری و دیوانه شد

که خود زنجیر جنبانش تو باشی

5

بشوئی پا و سر در عشق اسرار

که شاید گوی چوگانش تو باشی

متن شعر کپی شد.