کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۴ - از غصه دلم خون است در گوشه تنهائی...

1

از غصه دلم خون است در گوشه تنهائی

آخر نه مسلمانی است تا چند شکیبائی

2

یک ره ز اسیر خویش احوال نمی پرسی

مردم به سر بالین یک بار نمی آئی

3

اندر خور ما آمد این خرقه درویشی

بر قامت آن شد راست آن کسوت دارائی

4

ای دست هنرمندان کوتاه ز دامانت

وی عقل خردمندان در عشق تو شیدائی

5

ما از تو و تو با ما دوریم و به نزدیکی

هرجا نه و هرجائی با ما نه و بامائی

6

گر بخشی و گر سوزی سر بر خط تسلیم است

اینک دل و جان بر کف تا آنکه چه فرمائی

7

اسرار دل پاکان عرش شه دادارست

اورنگ جووارنگ است کو دیده بینائی

متن شعر کپی شد.