غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۱۸۲ - ای که با نور خرد نور خدا میجوئی...
1
ای که با نور خرد نور خدا میجوئی
خویش بین عکس نظر کن به کجا میپوئی
2
چیست ماهیت و مرآت چه عین ثابت
حد تقریب نهند اهل حقیقت سوئی
3
مطربار است برو راه مخالف بگذار
چند از این پرده بعشاق نوا میگوئی
4
خار این باغ عزیز است چو گل خوارمبین
تا که از گلشن توحید بیابی بوئی
5
هرچه زیبنده ز چیزیست مخواه از دگری
سیمی از روئی و آهن صفتی از روئی
6
خضر خطت که خورد آب حیات از دهنت
بین که پهلو زندش اهرمن گیسوئی
7
آن چنان طوطی اسرار شدی نغمه سرا
که همه دفتر ارباب خرد میشوئی