کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۳ - ای آتش هوای تو در جان عالمی...

1

ای آتش هوای تو در جان عالمی

در عهد تو ندیده کسی عیش خرمی

2

از حال من مپرس که دارم دلی ز هجر

چون زلف بیقرار پریشان و درهمی

3

عالم بهم زنی تو بیک چشم همزدن

لعل تو جان دهد چو مسیحا بیکدمی

4

گشتم جدا ز خاک دری کز هوای او

دارم دل پر آتشی و چشم پرنمی

5

دوشیزگان سبزه بصحرا برون شدند

آخر برون خرام و برون کن ز دل غمی

6

تا نکته ز سر میانت بیان کند

اسرار کو بکورودازبهر محرمی

متن شعر کپی شد.