کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹ - به یک پلک تو می بخشم تمام روزها و شبها را...

1

به یک پلک تو می بخشم تمام روزها و شبها را

که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تبها را

2

بخوان! با لهجه ات حسی عجیب و مشترک دارم

فضا را یک نفس پر کن به هم نگذار لبها را

3

به دست آور دل من را چه کارت با دل مردم!

تو واجب را به جا آور رها کن مستحبها را

4

دلیل دل خوشیهایم! چه بغرنج است دنیایم!

چرا باید چنین باشد؟ ... نمی فهمم سببها را

5

بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم

که دارم یاد می گیرم زبان با ادبها را

6

غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر

برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقبها را

متن شعر کپی شد.