غزل · نجمه زارع
غزل شماره ۱۷ - قلم کنار تو افتاده لیقه خشک شده...
1
قلم کنار تو افتاده لیقه خشک شده
حرف "ع ش ق" به خط عتیقه خشک شده
2
دوباره زخم تو گل کرده "دوم" ماه است
زمان به روی "دو و ده دقیقه" خشک شده
3
کناره پنجره ای، ماه می وزد ... داری
به سمت کوچه نگاه عمیق خشک شده
4
از آن قرار برای تو این فقط مانده است:
گلی که بر سر جیب جلیقه خشک شده
5
...هجوم خاطره ها ... چشمهای تو بسته اند
و دستهای تو روی شقیقه خشک شده
6
برای "عشق" تو سر مشق تازه می خواهی
قلم کنار تو افتاده لیقه خشک شده