غزل · نجمه زارع
غزل شماره ۲۴ - دوباره تش زده بر قلب نازک سیگار...
1
دوباره تش زده بر قلب نازک سیگار
هوای سرد و تو و فندک و پک سیگار
2
تو طبق عادت هر روز می نویسی باز
به روی صندلیت "عشق" با نوک سیگار
3
و سرفه می کنی و یاد حرفهای منی
که گفته بودم انگار با تو که سیگار،
4
برای حنجره ات خوب نیست دست بکش
و دست می کشی از آخرین پک سیگار
5
نه! جای پای کسی نیست جز خودت اینجا
فقط زمین و تن بی تحرک سیگار
6
کسی نمی رسد از راه، سخت می رنجی
و می روی که ببینی تدارک سیگار