کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵ - دلی که می کشی از آن عذاب بی رحم است...

1

دلی که می کشی از آن عذاب بی رحم است

قبول می کنم او بی حساب بی رحم است

2

خودت از آن دم اول سوال کردی: هست

دلت چگونه؟ و دادم جواب: بی رحم است

3

تو تشنه سمت دلم آمدی؟ نمی دانی

که شاهزاده ی زیبای آب بی رحم است

4

و گونه های تو سرخند و سوخته گفتی

که در ولایتتان آفتاب بی رحم است

5

تو کنج خانه نشستی که اعتراض کنی

به دختری که در این اعتصاب بی رحم است

6

من این خدای تورا دیده ام، دعایت را

از او نخواه مستجاب، بی رحم است

متن شعر کپی شد.