غزل · نجمه زارع
غزل شماره ۳۱ - فضای خانه که از خنده های ما گرم است...
1
فضای خانه که از خنده های ما گرم است
چه عاشقانه نفس می کشم! هوا گرم است
2
دوباره "دیده امت"، زل بزن به چشمانی
که از حرارت "من دیده ام ترا" گرم است
3
بگو دو مرتبه این را که: "دوستت دارم"
دلم هنوز به این جمله ی شما گرم است
4
بیا گناه کنیم عشق را ... نترس خدا
هزار مشغله دارد، سر خدا گرم است
5
من و تو اهل بهشتیم اگرچه می گویند
جهنم از هیجانات ما دو تا گرم است
6
به من نگاه کنی، شعر تازه می گویم
که در نگاه تو بازار شعرها گرم است