غزل · نجمه زارع
غزل شماره ۳۴ - وطن پرست جنوبی! میان فاصله ها گم!...
1
وطن پرست جنوبی! میان فاصله ها گم!
کجایی؟ آه! دل خوش از این قبیله ندارم
2
بماند آنچه کشیدم از این قبیله چه دیدم
که چشمهای تو حتی نمی کنند تجسم
3
تو خوب خوبی و من نه، تو در جنوبی و من نه
فقط در این دو ندارم همیشه با تو تفاهم
4
... و رقص موی تو وقتی که بشکنی سر و گردن
... و چشمهای تو وقتی که می کنند تبسم
5
تمام می شوی اما اگر تمام شوم من
تو ای تمامی آتش! من این تمامی هیزم
6
بزن دفی و برقصان دوباره خاطره ها را
که بی تو زنده بمانم به کور چشمی مردم