کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵ - ساعت دو شب است که با چشم بی رمق...

1

ساعت دو شب است که با چشم بی رمق

چیزی نشسته ام بنویسم بر این ورق

2

چیزی که سالهاست تو آنرا نگفته ای

جز با زبان شاخه گل و جلد زرورق

3

هر وقت حرف می زدی و سرخ می شدی...

هر وقت می نشستی به پیشانی ات عرق...

4

من با زبان شاعری حرف می زنم

با این ردیف و قافیه های اجق وجق

5

این بار از غزل کاش بشنوی

دیگر دلم به این همه غم نیست مستحق

6

من رفتنی شده، تو زبان باز کرده ای

آن هم فقط همین که: برو در پناه حق!

متن شعر کپی شد.