کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

بدون فن غزل بی کنایه می گویم

1

در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است

به من اجازه در اوج پر زدن داده است

2

در ان کرانه که همواره یک نفر آنجاست

که در پذیرش مهمان همیشه آماده است

3

در آن کرانه که خورشید پیش یک گنبد

بدون رنگ ز بازار حسن افتاده است

4

همیشه از تو سرودن چه سخت و شیرین است

شبیه تیشه زدن های سخت فرهاد است

5

سوال می کند از خود هنوز آهویی

که بین دام و نگاهت کدام صیاد است

6

دلم که دست خودم نیست این دل غمگین

همان دلی است که جامانده در گوهر شاد است

7

بدون فن غزل بی کنایه می گویم

دلم برای تو تنگ است شعر من ساده است...

متن شعر کپی شد.