غزل · سید حمیدرضا برقعی
اگر اشاره کنی کائنات می لرزد (غزلی نذر حضرت زهرا(س))
1
همین که دست قلم در دوات می لرزد
به یاد مهر تو چشم فرات می لرزد
2
نهفته راز «اذا زلزلت» به چشمانت
اگر اشاره کنی کائنات می لرزد
3
«هزار نکتهء باریک تر ز مو اینجاست»
بدون عشق تو بی شک صراط می لرزد
4
مگر که خار به چشمان خضر خود دیدی
که در نگاه تو آب حیات می لرزد
5
تو را به کوثرو تطهیرو نور گریه مکن
که آیه آیه تن محکمات می لرزد
6
کنون نهاده علی سر،به روی شانهء در
و روی گونهء او خاطرات می لرزد
7
غزل تمام نشد،چند کوچه بالاتر
میان مشک سواری فرات می لرزد
8
سپس سوار می افتد ،تو می رسی از راه
که روضه خوان شوی اما صدات می لرزد
9
وعصر جمعه کنار ضریح روی لبم
به جای شعر دعای سمات می لرزد ...