کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

می رانمت چو مهتاب

1

زیبا ترین حضوری از عشق در من ای دوست

عشقی که آتشم زد در ماه بهمن ای دوست

2

راهم زدی و آهم در سینه ی شب افروخت

گم شد ستاره من در روز روشن ای دوست

3

یکدم نمی توانم بی صحبت تو دم رد

افکندی ام چو قمری طوقی به گردن ای دوست

4

جادوی آفتابی همخون دختر تاک

پرکن پیاله ام را مردی بیفکن ای دوست

5

از چله ی کمان قد کمانی ما

تیری توان نشاندن بر چشم دشمن ای دوست

6

می رانمت چو مهتاب بر موج آب دیده

دارم در آرزویت دریا به دامن ای دوست

7

نی پایبند شهرم نی گوشه گیر صحرا

زین بیشتر چه خواهی از جان شیون ای دوست

متن شعر کپی شد.