کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل حالی

1

من ازتوپرشده ام درجهان خالی عشق

چنانکه برکه ی آیینه، اززلالی عشق

2

یقین گمشده ام! آه ... ای گمان زلال

درآ درآینه ام از درخیالی عشق

3

رهین زهره مگردان مرا که این چنگی

ترانه سرکشد از کوزه ی سفالی عشق

4

زمین زمزمه ام شوره زار شد از اشک

که گشت چشمه ی جان، صرف تشنه سالی عشق

5

نفس چو بیشه همه از تو پر کنم آغوش

اگر چو پونه زنی خیمه در حوالی عشق

6

ادامه ی سفر کولیانه ی بادند

وطن پذیر نشد، یک تن از اهالی عشق

7

زکام زهد ریا، از تو نشنود بویی

که تردماغ سر زلف توست حالی عشق!

8

از آن به جنگل ابریم آسمان آواز

که سبز از نم باران ماست، شالی عشق

9

زلال واژه تر از شعر ((شیونی)) ای شوخ!

سروده است ترا شاعر شمالی عشق

متن شعر کپی شد.