غزل · شیون فومنی
انگور خرما طعم
1
ژرفای چشمانت تماشا دارد اما!
یک پنجره مشرف به دریا دارد اما!
2
لب می گزی تا من نگویم آن عسل رنگ
انگور خرما طعم صحرا دارد اما!
3
من این ندانستم چرا آن گرمسیری
تنهایی گیلانی ام رادارد اما!
4
یادآور شهریست از گلگشت پاییز
نسرین نگاهی سوسن آوا دارد اما
5
آه ازتبسمهای خونرنگ زمانه
زخم مرا تنها شکوفا دارد اما!
6
از کوچه ی آیینه می آیی عروسک
دنیا چه بازی های زیبا دارد اما!
7
((سعدی))، گلستانی اگر از واژه اش بود
((شیون))، گلی همزاد مینا دارد اما