کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

دو آبدانه، همین

1

وزید صاعقه - از من چه ماند! - خاکستر

وکنده ای که همه چشم سوز واشک آور

2

خزان , کشید نخ بخیه کتابم را

ورق ورق همه برگم به باد رفت دگر

3

گرفت شعله در آغوش قهر خویش مرا

پرنده ها همه با من شدند خاکستر

4

پرنده های من آری_پرنده های جوان

پر از غرور پریدن پر از سرور سفر

5

هنوز لانه ی شان بوی دور دستان داشت

وآفتاب زمستان که میزد آنجا پر

6

چه بودم آه درختی به کوه لم داده

برای صبر زمستانی ام شکوفه ظفر

7

شکست پشت و ندانستم از کجا خوردم

مرا که بود هزاران هزار سینه سپر

8

دریغ و درد چه آسان به دست باد افتاد

نشان عاشقی ما_دو قلب و یک خنجر

9

تو در وجود من آوخ!_چه گریه میکردی

امید زندگی ات بود تا دم آخر

10

ولی من,آه بهارم گذشته بود دگر

یکی دو هفته بیایم مگر به کار تبر

11

درخت من!_چه خلیلانه خرقه بر تن کرد

خوشا شگفتی شولای تار و پود شرر

12

دو آبدانه,همین_بر مزار من بارید

نداشت آمدن پیک نو بهار - ثمر

متن شعر کپی شد.