سایر · کارو
سوز و ساز
1
یک بحر سرشک بودم و عمری سوز
افسرده و پیر می شدم روز به روز
2
با خیل گرسنگان چو همرزم شدم
سوزم همه ساز گشت و شامم همه روز
سایر · کارو
یک بحر سرشک بودم و عمری سوز
افسرده و پیر می شدم روز به روز
با خیل گرسنگان چو همرزم شدم
سوزم همه ساز گشت و شامم همه روز