سایر · کارو
شیشه و سنگ
1
او مظهر عشق بود و من مظهر ننگ
وقتی که فشردمش به آغوشم تنگ
2
لرزید دلش، شکست و نالید که: آخ...
ای شیشه چه می کنی تو در بستر سنگ؟
سایر · کارو
او مظهر عشق بود و من مظهر ننگ
وقتی که فشردمش به آغوشم تنگ
لرزید دلش، شکست و نالید که: آخ...
ای شیشه چه می کنی تو در بستر سنگ؟