سایر · کارو
بهای نان ۱ - شبی مست رفتم اندر ویرانه ای...
1
شبی مست رفتم اندر ویرانه ای
ناگهان چشمم بی افتاد اندر خانه ای
2
نرم نرمک پیش رفتم در کنار پنجره
تا که دیدم صحنه دیوانه ای
3
پیرمردی کور و فلج در گوشه ای
مادری مات و پریشان همچنان پروانه ای
4
پسرک از سوز سرما می زند دندان به هم
دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه ای
5
پس از آن سوگند خوردم مست نروم بر در خانه ای
تا که بینم دختری عفت فروشد بهر نان خانه ای