کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

مرد خاکی

1

مردی درون میکده آمد

2

گفت : کشمکش پنجاه و پنج .

3

از پشت پیشخوان

4

مردی به قامت یک خرس

5

دستی به زیر برد

6

تق -

7

چوب پنبه را کشید

8

و بی خیال گفت : مزه ... ؟

9

مرد گفت : خاک ...

10

"دستی به ته کفش خویش زد ."

11

الکل درون کبودی لیوان ، ترانه خواند .

12

*

13

وقتی شمایل بطری

14

از سوزش عجیب نگهداری

15

و بوی تند رها شد

16

آن مرد بی قرار ،

17

دست خاکی خود در دهان گذاشت .

18

ناگاه از تعجب این کار

19

سی و هشت چشم نیمه خمار بسته ،

20

باز شد

21

و شگفتی و تحسین خویش را

22

مثل ستون خط و خالی سیگار

23

در چین چهره ی آن مرد گرم

24

خالی کرد ...

25

*

26

ناگاه

27

مردی صدای بمش را

28

بر گوش پیشخوان آویخت :

29

- میهمان من ، بفرمایید ...

30

چند لحظه سکوت ، بعد

31

صدای پر هیبت مردی دگر

32

فضای دود کافه را شکافت :

33

- من شرط را باختم به رفیقم

34

میهمان من ، بفرمایید ...

35

حساب شد .

36

*

37

در اوج اضطراب میکده ،

38

آن مرد خاکی ساکت ،

39

پولی مچاله شده

40

بر چشم پیشخوان گذاشت

41

و در دو لنگه ی در ، ناپدید شد ...

متن شعر کپی شد.