سایر · خسرو گلسرخی
ای پریشانی ...
1
مردی که آمد از فلق سرخ
2
در این دم آرام خواب رفته ،
3
پریشان شد
4
ویران .
5
و باد پراکند
6
بوی تنش را
7
میان خزر ،
8
ای سبز گونه ردای شمالی ام
9
جنگل !
10
اینک کدام باد
11
بوی تنش را
12
می آرد از میانه ی انبوه گیسوان پریشانت
13
که شهر به گونه ی ما
14
در خون سرخ نشسته است .... ؟
15
آه ای دو چشم فروزان !
16
در رود مهربان کلامت
17
جاری ست هزاران هزار پرنده ،
18
بی تو کبوتریم بی پر پرواز ...