سایر · خسرو گلسرخی
پرنده و طناب ...
1
پشت پنجره ام را کوبید
2
گفتم که هستی ؟
3
گفت : آفتاب
4
بی اعتنا طناب را آماده کردم ...
5
*
6
پشت پنجره ام را کوبید
7
گفتم که هستی ؟
8
گفت : ماه
9
بی اعتنا طناب را آماده کردم ...
10
*
11
پشت پنجره ام را کوبیدند
12
گفتم که هستید ؟
13
گفتند : همه ی ستارگان دنیا
14
بی اعتنا طناب را آماده کردم ...
15
*
16
پشت پنجره ام را کوبید
17
گفتم که هستی ؟
18
گفت : یک پرنده ی آزاد
19
من پنجره را با اشتیاق باز کردم ...