کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

فصل انفجار خاک ...

1

فصل کاشتن گذشت

2

ای پر از جوانه و خاک

3

از کجای دست رود

4

می توان خرید

5

مشت آب پاک را

6

تا تو باور کنی

7

پیام های خفته درجوانه را ...

8

*

9

نیزه های نعره ی روح خسته و شکسته ی

10

یک جوانه در سپیده دم

11

قلب "اعتراف" را شهید می کند :

12

- "سرد می شود

13

لحظه های آهنین و داغ ما

14

در میان جوی های آب هرز

15

چکه ی غلیظ سرخ خونمان

16

ماهی صبور حوض های خانگی ست ..."

17

*

18

فصل انفجار خاک خواب رفت

19

رعد های بی صدا

20

فتح کرده اند

21

آسمان کاغذی شهر ما

22

و جوانه ها

23

با تمامی سپید وسعت وجودشان

24

در میان جنگل فریب شهر ، غرق گشته اند :

25

"ماچ و بوس" ، "باد" و کاغذ شعار

26

"خوب زیستن" !

27

نورهای کاذب درون کوی شهر

28

یا نئون های خوشگل و تمیز و دل فریب

29

"هفت رنگ" !

30

دودهای مشمئز کننده ،

31

ساق های "خوش تراش" !

32

شیشه های الکل سپید

33

و هزار اختگی

34

و هزار اختگی ...

35

*

36

فصل کاشتن گذشت

37

ای رفیق روستا

38

ای که بوی شهر مست می کند تو را

39

هر سلام

40

خداحافظی است ...

41

شهر ها همه ، روح خستگی ست

42

ما پیامبر عفونتیم

43

و رسالتی بدون هاله ،

44

بدون حرف و آیه

45

بر خیال آب ها نوشته ایم ...

46

*

47

ای رفیق روستا

48

فصل کاشتن گذشت

49

فصل انفجار خاک

50

خواب رفت ...

متن شعر کپی شد.