سایر · خسرو گلسرخی
دو گانه ...
1
پشت دستانت ،
2
کویری خفته جان در آب
3
لب ،
4
ترک خورده ز گرمای هجوم ظهر
5
جان ،
6
ز سردی چون زمستانی میان برف
7
لب ز جانش نشاتی هرگز نمی گیرد .
8
جان کرخ ،
9
لب ، دشمن خاموش ...
10
حرف هایش
11
جنگل و روییدن رودست
12
خواب هایش
13
آفتابی مانده در یک صبح
14
لایه های خشک و تب دارش
15
مارسان ،
16
استاده بر پاهای بارانی که باریده
17
چشم در چشمان هر بادی که می آید ،
18
خیره گشته
19
خفته در نخوت
20
خود هراسان است
21
اما در کمین شب
22
مشت ها آکنده از ضربت
23
قدرتش جوبار و دریا نیست
24
حسرتش سیلاب در شهر است
25
انتظارش پیر گشته
26
انتظار افتاده بر پلکش
27
خواب فردا را نمی بیند
28
او به این گرما و تب معتاد
29
جان او از ریشه در
30
مرداب ...