سایر · خسرو گلسرخی
افزوده ای بر جنگلی ها
1
گویی درخت های "سیاهکل" ،
2
تا دشت و شهر ریشه دوانده ست
3
که غرش سلاح و جوشش خون شهید
4
هر دو فزونی می گیرد
5
بذری که "کوچک" و "عمو اوغلی" پاشیدند
6
اکنون نهال می شود
7
اکنون نهال ها ...
8
بنگر که کوه و شعر
9
شباشب آذین می گردد
10
با قامت بلند بپا خاستگان ...
11
واخوردگان
12
گفتند یاوه :
13
- "جانی جبار با صد هزار گزمه و خنجر مسلح است
14
جز صبر و انتظار ، رهی نیست"
15
اما ،
16
ای همچون من به کار ، تو ای بیدار !
17
بر بام شب بایست ، نظر کن :
18
دریایی از درخت سترگ و مسلح است
19
کاینک به سوی "مکبث" می آید ...