سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
واقعیت
1
وحشتم از شب و از سرما نیست.
2
برف، هر چند که در این صحرا
3
می رسد
4
تا کفل اسب سیاهم
5
اما
6
پیش می باید رفت.
7
8
وحشت من همه از مردن، در تنهایی است.
9
وحشت من، همه از تنهایی است.
سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
وحشتم از شب و از سرما نیست.
برف، هر چند که در این صحرا
می رسد
تا کفل اسب سیاهم
اما
پیش می باید رفت.
وحشت من همه از مردن، در تنهایی است.
وحشت من، همه از تنهایی است.