سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
قهر
1
روی شاخه ام
2
در آن زمان که
3
شعر تازه ای، جوانه می زند؛
4
صخره می شود،
5
قلب من، بروی چشمه های آب.
6
ابر تیره می شود،
7
روح من، بروی آفتاب.
8
9
در میان جنگلی که، یک پرنده پر نمی زند،
10
خواندن ترانه عاقلانه نیست.
11
با خودم
12
چه کودکانه
13
قهر کرده ام.