سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
خرمن
1
می سوخت
2
خرمن میان شعله آتش که ناگهان
3
مردی رسید.
4
گفت:
5
آنان گریختند.
6
7
غارتگران
8
شاید که شادمان همه از این که هر چه بود
9
بردند و سوختند.
10
اما
11
از قلب ما به جان تو، این کینه را هنوز...
12
این خشم را هنوز...