سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
دور از سواد شهر
1
جنگل
2
و یک پرنده
3
که افشانده بال، بر سر جنگل
4
جنگل، اما، تمام برف...
5
6
من،
7
با چوب دست گردوی خود در مشت
8
در واپسین تلاش...
9
10
دور از سواد شهر
11
از زوزه مداوم گرگ گرسنه ای
12
آنک
13
درهم دوباره نقش قدم های خسته ام
14
در برف...