سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
تسلسل (برای «م. امید» شاعر)
1
مرد دریا: مرد ماهیگیر
2
می گزد لب را به دندان، خنده بر آن هیچ.
3
می کشاند سایه اش را بر سر شن ها.
4
می گشاید بادبان قایق فرسوده خود را.
5
می شود گم در دل تاریکی دریا.
6
7
مدفن اجداد او در ژرف این دریاست
8
در نمی دانم کدامین شب
9
در نمی دانم کدامین روز...
10
11
ژرف دریا، چون تبارش، مدفن او نیز.