سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
گورستان
1
گفتم کنار بقعه خاموش بی قرار:
2
«خوشبخت کیست؟»
3
پیری که خسته، پای چناری نشسته بود
4
با دست خود اشاره به آن دور کرد و گفت:
5
«خوشبخت اوست!»
6
کردم نگاه با چه شعف
7
اما دیدم
8
در وسعت غم آور گورستان
9
یک مرده را که قاری پیری برای او
10
در پای گور سوره یاسین می خواند.