سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
شهر
1
شهر یعنی زندان.
2
شهر یعنی که ترافیک، تصادف، جنجال.
3
شهر یعنی که نئون ها، تبلیغ.
4
شهر یعنی آهن.
5
شهر یعنی پولاد.
6
7
معنی دیگر شهر اینجا
8
پودر رختشویی و یخچال و اجاق گاز است.
9
چاپلوسی و اداره، سیگار...
10
11
گل خوش بویی نیست، شعر من
12
چون این شعر، در دل جنگلی از بمب ناپالم
13
می شکوفد آرام.