کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

۲۳ - پیش او از فقر نالیدن چراست؟

1

2

پیش او از فقر نالیدن چراست؟

او نه سلطان است ابله ، او خداست

3

با خرافاتش چنان پرداختی

تا ز عرشش کاخ شاهی ساختی

4

دائما زاری به درگاهش کنی

تا ز رنج خویش ، آگاهش کنی

5

روز و شب ، با چشم گریان خواستی

جمله نعمت ها که در دنیاستی

6

با تضرع یا دعا یا شیونی

چانه بر مقدار رزقت می زنی

7

چون که عیشت اندکی شد بیش و کم

یا خدا گویان دویدی در حرم!

8

سر دل را از چه می گویی به او

خواند او از تخم ، گل را رنگ و بو

9

او نهد مستی به هر پیمانه ای

یا درختی را درون دانه ای

10

گر نخواهد ، خود ندادی درد را

خوار کسب نان نکردی ، مرد را

11

خود ندانی درد ازو ، درمان ازوست؟

نیک و بد بختی ، همه فرمان ازوست

12

از چه چسبیدی به دامان دعا

تا که حاجاتت شود یکسر روا

13

گر دعا باطل کند حکم قدر

این من و سجاده ، این هم چشم تر

14

مستمع چون نشنود ، کم کن خطاب

بس سوالی که سکوتش شد جواب

15

نعمت او از روی حکمت می دهد

نه به اصرار و سماجت می دهد

16

پس چو او واقف به احوالات ماست

ذکر هر دانسته را کردن ، خطاست

17

18

******************************

19

متن شعر کپی شد.