کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

۳۱ - من نکردم این جهان را خدمتی

1

2

من نکردم این فلک را خدمتی

پس ازو دارم چه چشم نعمتی (۱)

3

گر دهد نعمت ، همین جا می دهد

چون نشد ، وعده به فردا می دهد (۲)

4

می توانی حق خود اینجا بگیر

بی محل باشد چک گردون پیر ! (۳)

5

من نگویم هر چه از قسمت بود

رزق و روزی حاصل همت بود

6

****

7

قافیه گویا در اینجا تنگ شد

یا مگر پای کمیتت لنگ شد (۴)

8

گاه گویی چانه « روزی » مزن

گاه بر تقدیر آری شک و ظن (۵)

9

دفتر معنا اگر بگشاده ای!

در تشتت از چه رو افتاده ای؟

10

این معما را گره ، بگشودنی ست؟

یا اگر نه ،گو که پس تکلیف چیست

11

بی هدف در کوره راهی رانده ای

در دو راهی تحیر مانده ای

12

« روزی ی » ما شد مقدر در ازل ؟

یا که باشد حاصل سعی و عمل ؟

13

لیس للانسان الا ما سعی؟ (۶)

یا که از قسمت بود روزی ما

14

****

15

هر دهان باز ، یابد رزق خویش

بی گمان و بی ضمان و شرط پیش (۷)

16

قسمت هر کس به دیوان قضا (۸)

شد مقرر ، گر سزا یا ناسزا (۹)

17

ابلهی ، بر سهم خود قانع نشد

راضی از تقسیم آن صانع نشد (۱۰)

18

رنج خود افزود و افزونی نیافت

از دویدن ، کفش و شلواری شکافت !

19

با امید آنکه یابد بیشتر

روزی اش در سفره شد خون جگر

20

حرص افزون یافتن ، دادش فریب

جام شهد افکند و شد زهرش نصیب

21

****

22

رزق مقسوم تو از بخشش بود

پس نپنداری که از کوشش بود

23

این هم آخر خود بود پندار خام

اینکه نانت افتد از سوراخ بام

24

گرچه سهم نان تو تعیین شدست

بی مشقت نان نمی آید به دست

25

آنچه « روزی » ، قسمتت بنهاده اند

بهر کسبش ، دست و پایت داده اند

26

27

****************************

28

۱ - چشم : توقع . حافظ می گوید :

29

در مقامی که صدارت به فقیران بخشند ...... چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی

30

۲ - وعده فردا : مجازا به معنای فردای قیامت

31

۳ - چک بی محل : به چکی گفته می شود که در حساب بانکی صادرکننده آن چک ، برابر مبلغی

32

که روی ورقه چک نوشته شده است پول نباشد. ( لغتنامه دهخدا )

33

۴ - کمیت : اسبی است که رنگ آن بین سیاهی و سرخ باشد. « کمیت لنگ شدن » کنایه

34

از درماندن و از عهده برنیامدن است. در کاری تسلط نداشتن است. (فرهنگ فارسی معین )

35

۵ - اشاره به مبحث دیگری در همین مثنوی :

36

................................................

................................................

37

روز و شب با چشم گریان خواستی

جمله نعمت ها که در دنیاستی

38

با تضرع یا دعا یا شیونی

چانه بر مقدار رزقت می زنی

39

از چه چسبیدی به دامان دعا

تا که حاجاتت شود یکسر روا

40

گر دعا باطل کند حکم قدر

این من و سجاده ، این هم چشم تر

41

نعمت او از روی حکمت می دهد

نه به اصرار و سماجت می دهد

42

پس چو او واقف به احوالات ماست

ذکر هر دانسته را کردن ، خطاست

43

۶ - ... لیس للانسان الا ما سعی :

44

(... برای انسان هیچ چیز نیست مگر آنچه کوشیده است ) « سوره نجم »

45

۷ - ضمان : ضمانت - ضامن

46

۸ - دیوان قضا : محلی که سرنوشت انسانها در آنجا تعیین می گردد.

47

تعبیری برای محکمه الهی .

48

۹ - سزا : لایق - سزاوار

49

۱۰ - صانع : آفریننده ، سازنده ، نامی از نام های خدا

50

اول دفتر بنام ایزد دانا ...... صانع و پروردگار و حی و توانا ( سعدی )

51

متن شعر کپی شد.