کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

۳۳ - گر نداری در دهان دندان تیز

1

2

گر نداری در دهان ، دندان تیز

یا که پای چابکی بهر گریز

3

پس مدارا با سگان کوچه کن

یا برو فکر رفوی پاچه کن!

4

حرف « واوی » بر « الف » مقلوب شد

قافیه در مصرعی معیوب شد! (۱)

5

****

6

یک دو « گرگانه » ز من پندی شنو!

پندهای بی همانندی شنو :

7

گر به مهمانی گرگی می روی

سگ ببر همراه تا ایمن شوی

8

گر زمانه داده بر گرگی ، زمام

نیست چاره ، جز به او گفتن سلام

9

گرگ را آموز ، درس دوختن

کو دریدن داند و جان سوختن

10

گر بریزد گرگ را دندان ، چه سود

ذات مذمومش همان باشد که بود

11

****************************

12

۱ - مقلوب : از صنایع ادبی . شعر یا سخنی که در آن کلمات مقدم و موخر یا کلماتی مانند رگ و گر ،

13

رقیب و قریب و امثال اینها به کار برده باشند. ( فرهنگ عمید )

14

البته این جا ، این صنعت اعمال نشده است و کلمه « کوچه » بایستی با لغتی مثل « آلوچه »

15

قافیه می شد تا صحت قافیه صورت می گرفت. کلمه « پاچه » به ضرورت معنا آمده است.

16

در واقع به دلیل خطای قافیه ، بیتی به طنز در توجیه این لغزش به این صنعت ادبی ارجاع داده شده است.

17

متن شعر کپی شد.