کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

۳۴ - مختصر لطفی جهانت گر کند

1

2

مختصر لطفی جهانت گر کند

خود مبادا عقل تو باور کند

3

پروراند گوسفندی را شبان

تا طعامی خوشمزه ، سازد از آن

4

زین میانه ، گوسفند بی خرد

بر شبان ، بر چشم دایه بنگرد!

5

شیر دندان می نماید از غضب

هان مگویی خنده اش آمد به لب

6

بال پروازت ازآن بخشد جهان

تا به خاکت افکند از آسمان

7

در خیال اوج و معراجی مباش

آن عطایش را ببخشا بر لقاش!

8

هر گلی ، خوابیده در آغوش خار

خارهای خوفناک جان شکار

9

****

10

شکر نعمت می کنی آهسته کن

زیر لب ، با ظاهری دلخسته کن

11

تا مبادا بشنود گوش فلک

چون ازین شکرانه ات افتد به شک (۱)

12

گر ببیند خنده ای را بر لبی

یا که دلخوش ، « سالکی » را یک شبی

13

صبح فردا خون کند اندر دلش

حکم جلبی را فرستد منزلش! (۲)

14

بیند ار ، یک کاسه شربت دست کس

زود اندازد درون آن ، مگس

15

چرخ گردون ، کی ببخشد نعمتی

تا نیندازد به جانت زحمتی ؟

16

17

******************************

18

۱ - شکرانه : شکرگزاری - حق شناسی و ادای شکر نعمت

19

۲ - حکم جلب : حکم دستگیری برای انجام گناه که معمولا از طرف مجری عدالت صادر می شود .

20

متن شعر کپی شد.