کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

۳۹ - آدمی چون سیر شد ، عصیان کند

1

2

آدمی ، چون سیر شد ، عصیان کند

بندگی در محضر شیطان کند

3

تا شود از حرص ، شلوارش دو تا

از خدا کمتر ندارد ، کبریا

4

تا کلاه او زراندودی شود

چشم آن دارد که معبودی شود

5

چون اجاق مطبخش ، دودی کند (۱)

از تکبر ، فعل نمرودی کند (۲)

6

چون ببیند خویش را رنگین شده

« کاین منم طاووس علیین شده » (۳)

7

بانگ آرد : هین مخوانیدم بشر!

من ملک باشم ولی بی بال و پر!

8

می رسد بر خلق ، فیض رحمتم

گر نی ام خالق ، دلیل خلقتم!

9

شد وجودم ، علت خلق جهان

نعمت و رحمت ، برای مردمان

10

گر نباشم قبله ، مهر سجده ام

کس نداند ،خود فقط دانم ،که ام !

11

من که هستم؟ نایب پروردگار!

بلکه هم ، قائم مقام کردگار!

12

گر که گاهی سجده شکرم کنید

شاخه ای گل بر سر خود می زنید

13

****

14

ادعاهایش ندارد انتها

کو نخوانده « یفعل الله مایشاء » (۴)

15

آنکه گوید من دلیل خلقتم

یا همه معلول ها را علتم

16

یا نداند عرض و طول این جهان

یا نکردی یک نظر بر آسمان

17

آن مگس پنداشت کان حلوا فروش

دیگ حلوا بهر او آرد به جوش (۵)

18

علت خلقت ، من و تو نیستیم

منصفی؟ بنگر من و تو چیستیم؟

19

پاره ای از گوشت و یک کاسه خون

هر دو هم در بند امیال درون

20

یا غباری از بیابان وجود

قطره ای جاری درین دریای رود

21

قرن ها پیش از تو ، دنیا زاده شد

جمله اسباب جهان آماده شد

22

گر تو کم باشی ز ترکیب جهان

پر کاهی کم ازین خرمن بدان

23

ما که با یک کف آبی غرقه ایم

در چنین گرداب مغرور چه ایم؟

24

از تکبر ، چون نهی پا بر زمین

از فلک ، بسیار بینی قهر و کین

25

****

26

گو چه باید کرد با این آدمی؟

کز فساد او تبه شد عالمی

27

راه حلش جو ز قرآن کریم

اقرا : بسم الله رحمن رحیم

28

خوان « علیهم ربک سوط عذاب » (۶)

تا نگردد بیش ازین ، عالم خراب

29

30

******************************

31

۱ - دود از مطبخ یا اجاق کسی بلند شدن ، به معنای توانگر و مالدار بودن اوست .

32

به معنای دیگر ، در آشپزخانه اش غذایی پخته می شود .

33

خواجه کم کاسه ما آنکه از بهر طعام ...... هیچگاه از مطبخ او دود بر بالا نشد (وحشی )

34

در محلی که برنمی آمد ...... هفته هفته ز مطبخ او دود (محتشم کاشانی )

35

۲ - نمرود بنا به روایت تورات ، از شخصیت های عهد عتیق و از شاهان بابل بود و ادعای خدایی کرد.

36

سومریان در مقابل او به سجده می افتادند .

37

۳ - مصرع از مولاناست در حکایت :

38

آن شغالی رفت اندر خم رنگ ...... اندر آن خم کرد یک ساعت درنگ

39

پس برآمد ، پوستین رنگین شده ...... کاین منم طاووس علیین شده !

40

۴ - هرچه را خداوند بخواهد ، به انجام می رساند.

41

۵ - تعبیر از عطارست : مگس پنداشت کان قصاب دمساز ...... برای او در دکان کند باز

42

۶ - « فصب علیهم ربک سوط عذاب » سوره فجر آیه ۱۲

43

سرانجام پروردگارت ، تازیانه عذاب را بر سر آنان کشید.

44

متن شعر کپی شد.