کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

۴۰ - عمر تو ، پامال امیال محال

1

2

عمر تو ، پامال امیال محال

از چه می نالی ز چرخ بدسگال (۱)

3

هر زمان ، با آرزویی ، زیستی

خود بگو در جستجوی چیستی؟

4

چیست آخر ، حاصلت زین جستجو

هان به دنبال چه می گردی؟ بگو

5

پشت بر مقصد ، شتابانی روان

ره نمی پرسی ز پیر ساربان

6

میشود مقصود ، هر دم دورتر

پس مرو زین پیشتر گامی دگر

7

در بیابان فنا ، گر گم شوی

وای اگر بانگ درایی نشنوی (۲)

8

دیو نفست دائما اندر کمین

تا تو را از عرش آرد بر زمین

9

کین و کبر و حرص را در خود ببین

زین رذایل ، هیچ می گردی حزین؟

10

لیکن اینها را به خوی دیگران

گر ببینی ، بر تو می آید گران

11

از ریا و خبث و نیرنگ و حسد

آدمی در نفرت است و می رمد

12

پس تو هم از نفس خود در رنج باش

دیده خود را مپوشان از خطاش

13

مال ورزی ، روح را فاسد کند

رونق عقل تو را کاسد کند (۳)

14

کی کرم دیدی ز شخص چشم تنگ

در نیاید بی گمان چربی ز سنگ

15

گر به شوق نان و آبی ، زیستی

اندر عالم ، جز طفیلی نیستی

16

رهزن عمرند و بر جانت وبال

حرص دنیا و زن و فرزند و مال

17

آنچه بد ، خوردی حطام دنیوی (۴)

سیر ، کی ، آخر ز لیسیدن شوی

18

بس که رونق یافته بازار تن

عمر تو بگذشت در تیمار تن (۵)

19

نفس تو راکب ، تنت مرکوب او

توسنی کن ، تا به کی منکوب او (۶)

20

گر برون از تن ، توانی زیستن

پس ، بنه نام ملک بر خویشتن

21

تا به کی باید کشیدن بار تن

« تن رها کن تا نخواهی پیرهن » (۷)

22

تو ، به گوهر از جهان والاتری

قیمت خود را ندانی از خری!

23

24

*****************************

25

۱ - بد سگال : بد اندیش

26

۲ - درای : زنگ و جرس - زنگی که بر گردن شتر بندند.

27

۳ - کاسد : کساد و بی قدر و بها . در اینجا به معنای ارج و قدر آمده است.

28

۳ - رونق : نیکویی - گرمی بازار . در این مصرع به معنای نیکویی و ارزش آمده است.

29

۴ - حطام دنیوی : مال و منال دنیا

30

۵ - تیمار : پرستاری - مراقبت

31

۶ - توسنی : سرکشی - نافرمانی

32

۶ - منکوب : توسری خورده و ذلیل شده

33

۷ - مصرع از قاآنی است : چند خواهی پیرهن از بهر تن ...... تن رها کن تا نخواهی پیرهن

34

متن شعر کپی شد.