کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

۴۲ - کودکی گم کرد راه خانه اش

1

2

کودکی ، گم کرد راه خانه اش

گشت پرسان تا رسد کاشانه اش

3

آمد او را پیش ، مردی زشت رو

گفت : همراه تو گردم کو به کو

4

تا بجویم منزل و ماوای تو

تا بیابم مهربان بابای تو

5

از چه می ترسی که اینک با منی

تا که من نزد تو باشم ، ایمنی

6

طفل ، گریان و هراسان زین بلا

مرد ، می دادش به دلگرمی ، رجا (۱)

7

گفت کودک : خود نمی دانی مگر

کز تو می ترسم نه از چیزی دگر

8

گم شدن بهتر که خوف دیدنت

پر بریزد ، بیند ار اهریمنت!

9

10

*****************************

11

۱ - رجاء ، رجا : امیدواری - پشتگرمی

12

متن شعر کپی شد.