کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

۵۱ - ای فلک ، نعمت به من ده بی حساب

1

2

ای فلک ، نعمت به من ده بی حساب

هر دعای بنده را کن مستجاب

3

نوبتی ، رحمت به حال بنده کن (۱)

بنده را از نعمتت شرمنده کن

4

صد هزاران دل کنی ریش و پریش

یک نفر را کن دعاگو بهر خویش!

5

لعنت و آه مرا بر جان مخر

چشم ، بر هم نه و از من درگذر

6

کن برای خویش ، کسب آبرو

بس نباشد بر تو نفرین و تفو ؟

7

از چه هستی در پی آزار من ؟

یک دو روزی خور غم و تیمار من (۲)

8

قصد کردی پر و بالم بشکنی

نه که از بن ریشه من برکنی

9

تو ندانی فرق سر را با کلاه ؟!

کیفرت افزون شد از حد گناه

10

یک تن از اعمال تو دلشاد نیست

کس ز زنجیر غمت آزاد نیست

11

ظلم خود ، کم کن به جان مردمان

کز ستبری ، پاره گردد ریسمان (۳)

12

هر چه کردی پیش ازین ، دیگر مکن

بیش ازین چشمان خلایق تر مکن

13

14

*****************************

15

16

۱ - نوبتی : یک بار - یک مرتبه - باری

17

۲ - تیمار : غم - اندوه

18

غم و تیمار کسی را خوردن : غمخواری و دلسوزی کردن

19

هر که او انده و تیمار تو نگزیند ...... تو به خیره چه خوری انده و تیمارش ( ناصرخسرو )

20

۳ - ریسمان بلند و آویخته ، می تواند به دلیل افزایش ضخامت و ازدیاد وزنش ، باعث پاره شدن خود شود .

21

ظلم بیش از اندازه هم می تواند ، موجبات هلاکت ظالم را فراهم آورد .

22

متن شعر کپی شد.