کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

۶۶ - با شرارت ، آتشی افروختی

1

2

با شرارت ، آتشی افروختی

دیگری را نه ، که خود را سوختی

3

این سفر ، رستی ز آتش ،خوش مباش (۱)

هر چه در وقتش و هر چیزی به جاش

4

گر که چوبی می زنی بر دیگری

یک دو کمتر زن ،که بازش می خوری (۲)

5

« این جهان ، کوه است و فعل ما ندا

سوی ما آید نداها را صدا » (۳)

6

****

7

این سخن گویم اگر چه تازه نیست

لیکن از دانایی و حکمت ، غنی ست

8

دوزخ و جنت ، درین دنیای ماست

اینکه گویی در سما باشد ، خطاست

9

نعمت جنت ، همین اقبال توست

فرصت اعمال آن آمال توست

10

دوزخ آن طبع حریص آدمیست

آتشش هم غیر اعمال تو نیست

11

هر که خود ، آتش به جان خویش زد

مار خود شد ، بر تن خود ، نیش زد

12

جای آن آتش ، چراغی برفروز

کآن به جانت ، روشنی بخشد نه سوز

13

گر چراغ خانه ای روشن کنی

بر تف جان سوز خود ، آبی زنی

14

15

*********************************

16

۱ - این سفر : این بار - این دفعه

17

۲ - چوبی که زنی چو باز باید خوردن ...... پس در زدن احتیاط باید کردن ( شاعر؟ )

18

۳ - بیت از مثنوی مولاناست .

19

متن شعر کپی شد.