کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

۷۷ - سارقی قفل دکانی می برید

1

2

سارقی قفل دکانی می برید

مرد همسایه ز پشت بام دید

3

بانگ زد بر او که هان ای ناشناس

بر در دکان چرا هستی پلاس ؟ (۱)

4

دزد گفتش مطربی هستم غریب

مبتلایم بر غم هجر حبیب (۲)

5

تا دل غمگین خود را خوش کنم

در فراق یار ، تاری می زنم

6

مرد گفتا ای عجب ، این وقت شب

مردمان خوابند و تو اندر طرب ؟!

7

حالیا گو از چه تارت بی صداست ؟

یا که شاید علتی در گوش ماست ؟ (۳)

8

چون نمی آید صدای ساز تو ؟

نغمه ای بنواز ما را یا برو

9

دزد گفتش مشکل از گوش تو نیست

فن بنده نوعی از رامشگریست... (۴)

10

چون نوازم ساز خود در نیم شب

بشنوی فردا صدایش ، ای عجب !

11

این نوا با آفتاب آید برون !

دم به دم هم شدتش گردد فزون !

12

بس که جانسوزست بانگ ساز من

می نشیند بر دل هر مرد و زن

13

اندکی باید بگیری صبر ، پیش

تا به پایان آورم آهنگ خویش

14

صبح فردا چونکه برخیزی ز خواب

می رسد بر گوشت این آهنگ ناب !

15

16

*****************************

17

۱ - حبیب : محبوب - معشوق

18

۲ - پلاس : سرگردان

19

۳ - علت : بیماری - عیب

20

۴ - رامشگر : نوازنده - خواننده - مطرب

21

متن شعر کپی شد.