کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

۱ - زوال

1

به آدمی نتوان داشتن امید محال

که حرص ، جام وجودش نموده مالامال

2

شدست مرجع مردم ز جهلشان ، ابلیس

شدست پیر خلایق ز حمقشان ،دجال

3

به رخت و نام شبانی فریبمان دادند

جماعتی به توحش ، بتر ز گرگ و شغال

4

نمازشان همه تزویر و زهدشان همه فسق

کمالشان همه نقصان و نقصشان به کمال

5

به باغ جنتشان دعوت ار کنی ، نروند

مگر که وعده در آنجا دهی به جستن مال!

6

به چشمشان همه شرمی ،چو گرد بر دریا

به گوششان همه پندی ، چو باد در غربال

7

کسی به فکر یتیمان و تیره روزان نیست

که گرد کردن مال است ، هر که را آمال

8

مداخل از که رسد ، از فقیر یا که غنی؟

عیار سکه چه باشد ، حرام یا که حلال؟

9

چگونه توبه کند ، مست جام می؟ کامروز

فقیه شهر بود مست جاه و مال و جمال

10

دل از برودت بیداد این زمانه فسرد

که آفتاب عدالت گرفته رنگ زوال

11

ستم به خلق جهان کردی و ندانستی

که « دیده ای » ست به دنیا مراقب اعمال

12

فلک به کام تو ار گشت ، هان! ز ره نروی

بترس از آنکه زمانی بگرددش احوال

13

ز نکبتی که تمدن در این جهان آورد

چه رفت؟راحت و نعمت ،چه ماند؟رنج و ملال

14

به بال علم توان ، سر بر آسمان سائید

چو نیست تزکیه ، دانش وبال گشت نه بال

15

خراب ، کی شود این سرزمین ظلم و فساد

که از نظام دو عالم برون رود اخلال

16

به حکم آنکه بود « آخر الدواء الکی » (۱)

کجاست وعده ایزد به « سوره الزلزال » (۲)

17

18

***********************************

19

۱ - آخرالدواء الکی: آخرین معالجه زخم ، داغ کردن آن است. در طب قدیم ، زخم های عفونی

20

اگر با داروهای رایج ، بهبود نمی یافت ، فلز گداخته ای را روی آن می گذاشتند و محل را با

21

حرارت آن فلز ، ضدعفونی می کردند و بعد با خاکستر آن را می پوشاندند. حافظ می فرماید :

22

به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می علاج کی کنمت آخرالدواء الکی

23

۲ - درسوره زلزال ،خداوند ، وعده تخریب جهان را در صورت فساد آدمی با موحش ترین توصیفاتی

24

بیان فرموده است.

25

متن شعر کپی شد.