سایر · بهرام سالکی
۷ - باور
1
2
چشمان خویش ،
3
به ننگ استغاثه میالای .
4
عصر نزول معجزه بگذشت .
5
نیست ، دستی برای نجات ،
6
در غیب یا حضور ،
7
تا ز روی شفقت ،
8
به سوی دست تو یازد .
9
گر زانوان نحیفت
10
طاقت بیاورند ،
11
برخواهی خاست .
12
ورنه ،
13
در انتظار لگدمال روزگار باش .
14
15
زمستان ۱۳۹۰
16