غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
برگزیده دل
1
قسم به صبح صداقت که صادقی تو هنوز
مرا در این یم عالم، چو قایقی تو هنوز
2
نبسته ای به میان، تیغ ناروای ستم
به رحمت از دل و جانم، موافقی تو هنوز
3
جفای عشق تورا، دل زعمق جان بخرد
یقین من بشد آخر؛ خود عاشقی تو هنوز
4
بسی قضا ببرد دست من به برق بلا
به سیم برق بلا هم، چو عایقی تو هنوز
5
به لکنتی نتواند دلم سخن بدمد
به جای دل، چه غم آخر؛ که ناطقی تو هنوز
6
تو روح عشق دمیدی به جان بی نفسم
خوشا! به عالم عرفان که خالقی تو هنوز
7
تو اندر این صف خوبان ز سابقون شده ای
به خرقه و دم جانانه، سابقی توهنوز
8
زدلبران دو عالم، تو را گزیده دلم
چرا که در دل الیار، فایقی تو هنوز