غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
یا رب
1
یارب درونی عطا کن به از برون
کاید برون مرا رنگی از درون
2
باطن به صدق بیارایم و صفا
کردار خود بکنم عاری از فسون
3
در گردباد غبارین نفس و دل
در عشق خود بچشان باده ی جنون
4
در چاهسار تردد میفکنم
ده رتبتی به من از آسمان فزون
5
کاری مکن که دراین دام احتیاج
دستی برم به تمنا ز مرد دون
6
درگیرودار جهانی چنین فسون
ما را رها کن از این قید چند و چون
7
شکرت کنم که خدا! داده ای به ما
عمری به عزت و انعام گونه گون
8
الیار را به حقیقت دچار کن
تا پای حق چکدش قطره های خون